شيخ محمد جعفر امامى
44
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
[ أَسْحار : ] « وَ بِالأَسْحارِ هُمْ » « أَسْحار » جمع « سحر » ( بر وزن بشر ) ، در اصل به معناى « پوشيده و پنهان بودن » است ؛ و چون در ساعات آخر شب ، پوشيدگى خاصى بر همه چيز حاكم است ، « سحر » ناميده شده است . « 1 » [ أَسْرِ : ] « فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ » « أَسْرِ » از مادّهء « اسراء » به معناى حركت در شب است ؛ بنابراين ، ذكر « لَيْل » ( شب ) در آيه براى تأكيد بيشتر اين موضوع است . همچنين « أَسْر » ( بر وزن عصر ) در اصل به معناى بستن چيزى با زنجير است ؛ و اسيران را از اين جهت « اسير » ناميدهاند كه آنها را مىبندند . ولى « أَسْر » در اينجا اشاره به استحكام پيوندهاى وجودى انسان است كه قدرت حركت و توانايى فعاليتهاى مهم به او مىدهد . « 2 » [ أسرار : ] « وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ » بعضى نيز « اسرار » را در اينجا به معناى « اظهار كرده » گفتهاند : اين واژه ، در لغت عرب در دو معناى متضاد استعمال مىشود ، و نظير آن نيز كم نيست ؛ ولى ، با توجّه به موارد استعمالات آن ( اسرار ) در قرآن و غير قرآن ، اين معنا بعيد به نظر مىرسد ؛ چرا كه « سرّ » معمولًا در مقابل « علن » قرار مىگيرد . و « راغب » نيز در « مفردات » به ضعيف بودن اين قول تصريح كرده است ؛ هر چند بعضى از علماى لغت ، به هر دو معنا اشاره كردهاند . « 3 » [ إِسْراف : ] « وَ اشْرَبُوا وَ لاتُسْرِفُوا » « إِسْراف » از مادّهء « سرف » كلمهء بسيار جامعى است كه هر گونه زياده روى در كميت ، كيفيت ، بيهودهگرايى ، اتلاف و مانند آن را شامل مىشود ؛ و اين روش قرآن است كه به هنگام تشويق به استفاده كردن از مواهب آفرينش ، فوراً جلو سوء استفاده را گرفته و به اعتدال توصيه مىكند . بنابراين به معناى وسيع كلمه ، هر گونه تجاوز از حدّ در كارى است كه انسان انجام مىدهد ؛ ولى غالباً اين كلمه در مورد هزينهها و خرجها گفته مىشود . تعبير به « اسراف » در سورهء « طه » ممكن است اشاره به اين باشد كه آنها نعمتهاى خداداد ، مانند : چشم ، گوش و عقل را در مسيرهاى غلط به كار انداختند . و اسراف
--> ( 1 ) . ذاريات ، آيهء 18 ( ج 22 ، ص 332 ) ( 2 ) . هود ، آيهء 81 ( ج 9 ، ص 228 ) ؛ انسان ، آيهء 28 ( ج 25 ، ص 383 ) ( 3 ) . سبأ ، آيهء 33 ( ج 18 ، ص 115 )